عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

482

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

گويى از نظر لكنت زبان ، « باقل » « 82 » بود . 728 - 729 باتوا . . . ص 266 شب را به سر بردند در حالى كه جلد خرماى « شهريز » « 83 » در ميان ايشان بود و گويى ناخنهايشان در آن جلد خرما ، كاردهايى بود ، پس داخل بامدادان شدند و هسته‌هاى خرما اقامتگاهشان را فرا پوشاننده بود در حالى كه آن بيچارگان همه هسته‌هاى خرما را رها نمىكردند . 730 - طوت . . . ص 270 ( آن عقاب ) در طول دو شب غذا را از آن نورسته بال نيازمندى كه هنوز پرهاى ريز فرعىاش نروييده بود ، پنهان كرد . 731 - 732 و لقد غدوت . . . ص 271 و بتحقيق بامدادان به قصد سرزمينى دور و وحشت زا بيرون شدم كه روييدنيهايش سبز شده و پويندگان آب و گياه را شگفتى مىآفريند ، ابرهاى شب ريزش مىبارد و گياهش را قطعه‌هاى پراكنده سبزه زار گياه « صفرا » و « زباد » « 84 » تقويت مىكند . 733 - 734 ليت . . . ص 271 اى كاش مىفهميدم ابن ابى عمرو مسافر است ، و اى كاش را شخص محزون بر زبان مىراند . با بركت باد آن مرده غريب چنان كه با بركت است برگهاى نورسته انار و زيتون . 735 - 736 حرّكته . . . ص 272 بادها آن ( گياهان ) را به حركت آورد ، پس اعتدال يافت و گياهان بلند با گياهان كوتاه خم شد ، برخى از آن گياهان به برخى ديگر پناه برنده است همانند گروهى كه در پرخاش مكرّر و عذرخواهىاند . 737 - و أبو اليتامى . . . ص 274 او پدر يتيمان است و ايشان در سراى او مىرويند همانند روييدن گياه بهار در سرزمين سبزه خيز گياه آفرين . 738 - و أرى . . . ص 274 و رامشگران را مىبينم كه به آن مردى كه جوانى را از دست داده نمىپيوندند و ممكن است

--> ( 82 ) - باقل نام مردى از طايفه قيس بن ثعلب كه در عجز بيان به وى مثل زنند . ( منتهى الارب ) . - م . ( 83 ) - نوعى خرماست . الجمان ، حاشيه ، ص 266 . - م . ( 84 ) - صفرا و زبّاد نام دو نوع گياه است كه اولى ريگستانى و برگ آن به كاهو ماند . ( منتهى الارب ) . - م .